At BASIS Charter Schools ما به داشتن دانشآموزان بسیار موفق عادت داریم، با این حال، وقتی فارغالتحصیلان شروع به درخشش میکنند، همیشه خوشحال میشویم. این دقیقاً مورد جسی هو، فارغالتحصیل BASIS Chandler است که اخیراً در فصل نهم شبکه History شرکت کرد و برنده شد. «ساخته شده در آتش» مسابقه ساخت سلاح
هو نوزده ساله با آهنگران، که برخی بیش از دو برابر او سن داشتند، مبارزه کرد تا با مهارت و خلاقیت مثالزدنی خود، نظر داوران را جلب کند.
رجینا گاردنر، متخصص بازاریابی محلی، و فیل هندلر، معاون ارتباطات و مدیریت برند، این فرصت را داشتند که با هو در مورد نمایش، حرفهاش و سالهای حضورش در این شرکت صحبت کنند. پایه چندلر.
از اینکه وقت گذاشتید و با ما صحبت کردید متشکریم! چطور از این نمایش باخبر شدید؟
هو: مدتی است که از این برنامه خبر دارم، اما سال گذشته، داشتم در Bed Bath and Beyond لوازم دانشگاه میخریدم که یک پیام مستقیم در اینستاگرام دریافت کردم که انگار نوشته بود: «هی، صفحهات خیلی باحال به نظر میرسد، میخواهی برای فصل نهم ما تست بازیگری و مصاحبه بدهی؟» بعد از اینکه آن تماس را گرفتم، داشتم از طریق اسکایپ مصاحبه انجام میدادم، اولین باری بود که در عمرم از اسکایپ استفاده میکردم (میخندد). چند ماهی از طریق ایمیل، تلفن، پیامک و اسکایپ با آنها صحبت میکردم، اما نمیدانستم قرار است چه کار کنم. در مقطعی آنها به من گزینه اجرای برنامه چهار نفره مانند قالب «Chopped» یا یک بخش آزمایشی جدید به نام «Gladiators of the Forge» را دادند. با پدر و مادرم صحبت کردم و در نهایت اجرای تک نفره [Gladiators of the Forge] را انتخاب کردم چون «یا بزرگ شو یا برو خانه» (میخندد).
پس، هیچ فرآیند درخواست رسمی یا تست بازیگری وجود نداشت که مجبور به انجام آن باشید؟ یا اینکه آنها فقط میخواستند شما در برنامه باشید؟
هو: همه اینها به عنوان یک درخواست/مصاحبه مطرح شد. من نمیدانستم که قرار است در آن باشم یا نه. آنها با افراد مصاحبه میکنند و سپس انتخاب میکنند. من در حلقه آهنگرانم افرادی را دارم که از آنها خواسته شده مصاحبه انجام دهند، و سپس دیگر هرگز با آنها صحبت نشد. آنها به مرحله نهایی نرسیدند یا چیزی شبیه به این.
چقدر طول کشید تا بفهمی قرار است در این سریال بازی کنی؟
هو: همه این مصاحبهها از اواخر آگوست/اوایل سپتامبر شروع شد. من تقریباً نمیدانستم کی و کجا، اما میدانستم که بالاخره قرار است در برنامه حضور داشته باشم.
آیا توانستید برای آماده شدن کاری انجام دهید؟ کرد آیا برای آماده شدن برای آن کاری انجام میدهید؟
هو: من چند کار انجام دادم. این نمایش به خاطر انجام زیاد کارهای جوشکاری دمشقی و طرحدار شناخته میشود، اما چون کارگاه خانگی من کمی ابزار کافی نداشت، به مواد و ابزار مناسب دسترسی نداشتم. در حال حاضر من در میشیگان و در یک باشگاه آهنگری هستم. آنجا یک مربی هست که با او کار میکنم و او در ساخت دمشقی تجربه دارد. من با او تماس گرفتم و از او خواستم که به من آموزش دهد. او یک دوره فشرده به من داد و من اساساً آن را در عرض یک یا دو روز یاد گرفتم. من همچنین تعداد زیادی از «ساخته شده در آتش» را تماشا کردم. حتی در طول فیلمبرداری، آن را تماشا میکردم. گذشته از آن، با آموزش تکنیکهای اولیه آهنگری به اعضای جدید، خواندن انجمنهای آهنگری و تماشای تعداد زیادی ویدیوی یوتیوب، اصول اولیهام را تقویت کردم.
من به وبسایت شما نگاه کردم و خلاصهای از نحوه شروع به ساختن آیندهتان را دریافتم، اما میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
هو: من در وبسایتم و در برنامه میگویم که با تماشای یوتیوب و حوصله سر رفتن وارد این کار شدم. یادم میآید که در یوتیوب یک تصویر کوچک از کسی که آهنگری میکرد دیدم و فکر کردم خیلی باحال است. من هم با خودم فکر کردم که برای شروع به این همه وسیله نیاز نیست، بنابراین با پدرم به فروشگاه هوم دیپو رفتم و مقداری آجر و زغال خریدم. به خانه رفتم و با سشوار یک آهنگری کوچک ساختم. خیلی بد کار میکرد، اما توانستم کمی فولاد بزنم. من این کار را سالی ۳ یا ۴ بار به مدت ۳ سال انجام میدادم، بنابراین نمیتوانم بگویم که از سال ۸ شروع کردم.th نمره چون کاری نکردم یا چیزی نساختم. در سال یازدهمth کلاس که رفتم، وقت و پول بیشتری سرمایهگذاری کردم، خب نه پول خودم، پول پدر و مادرم (میخندد). آنها خوشحال بودند که برای شروع کارم پول بدهند.

تجربه مورد علاقه شما در این نمایش چه بود؟
هو: فکر میکنم بهترین تجربه در انتهای فیلمبرداری بود. در آن زمان پروتکلهای کووید خیلی زیاد بود و من هرگز نمیتوانستم با داوران صحبت کنم. وقتی کل بخش گلادیاتور تمام شد، حدود نیم ساعت با آنها ملاقات و صحبت کردم. خیلی باحال بود. وقتی به هتل برگشتم، عوامل فیلم از من خواستند که برای شام به یک بار بروم، کاری که قبلاً هرگز انجام نداده بودند. من اولین نفر در تاریخ «ساخته شده در آتش» هستم که با عوامل فیلم شام میخورم. چیزی که آن را جالبتر میکرد این بود که آنها با من مثل یک بزرگسال واقعی رفتار کردند، نه اینکه مثل یک بچه به من نگاه کنند.
میدانم که مدت زیادی نتوانستی به کسی بگویی که قرار است در این سریال حضور داشته باشی. چه احساسی داشتی که مجبور بودی همه چیز را پیش خودت نگه داری؟
هو: بدیهی است که کمی سخت بود. انگار در یک دنیای خیالی بودم و یک ابرقهرمان، اما نمیتوانستم به کسی بگویم. به چند دوست نزدیکم گفتم و مشخصاً تمام خانوادهام میدانستند، اما به آنها گفتم که این موضوع را مخفی نگه دارند. داشتم ویکیپدیا را ورق میزدم چون لیستی دارند که چهار قسمت را جلوتر نشان میدهد و چهار هفته قبل از اینکه ایمیل را دریافت کنم، دیدم که قسمت من قرار است پخش شود. این اوضاع را بدتر هم کرد، چون دقیقاً میدانستم چه زمانی قرار است پخش شود، اما نمیتوانستم به کسی بگویم. اما وقتی منتشر شد، خیلی هیجانانگیزتر بود.
آیا توانستی هیچکدام از سلاحهایی را که در سریال ساختی، نگه داری؟
هو: خب، نکتهای که در مورد نگه داشتن سلاحها در سریال وجود دارد این است که فقط در صورت باخت میتوانید تصمیم به نگه داشتن آنها بگیرید. اما من در تمام نبردهایم پیروز شدم، بنابراین هرگز فرصتی برای نگه داشتن آنها به من داده نشد. آنها احتمالاً در دفتر یک مدیر اجرایی در یک جعبه شیشهای قرار دارند یا در محل فیلمبرداری به دیوار آویزان هستند.
آیا در مقطعی از زمان آنها را بازسازی خواهید کرد؟ آیا تمایلی به ادامه این نوع روند دارید؟ آن نوع سلاحها؟
هو: دو حالت وجود دارد که این امر ممکن است. حالت اول این است که سعی کنم دوباره آن را در هشت ساعت بسازم و ببینم با ابزارهایی که میدانم چگونه از آنها استفاده کنم، چقدر میتواند متفاوت باشد. واقعاً نمیدانم که آیا میخواهم این کار را انجام دهم یا نه. محدودیت زمانی چیز خوبی نیست! من نمیخواهم چیزی را که بهترین چیزی نیست که میتوانم بسازم، منتشر کنم. اگر میخواستم یک چیز خوب با تزئینات، پرداخت بینقص و پرداخت نهایی بسازم، اشکالی ندارد، اما من این کار را رایگان انجام نمیدهم (میخندد). من از کسی میخواهم که آن را سفارش دهد و سپس آن را بسازم.
منطقی است. از آنجایی که فقط هشت ساعت فرصت داشتید تا یک سلاح را به طور کامل بسازید، آیا فشار زیادی را احساس کردید؟
هو: یه جورایی ازش لذت بردم. من تو یه محیط رقابتی بزرگ شدم، و BASIS هم ۸ ساله (میخنده)، بنابراین میدونستم که زمان چقدر برام سخته. میدونستم چطور با زمانی که بهم داده شده بازی کنم. اینو تو برنامه هم گفتم، اما واقعاً دوست داشتم چیزهای خیلی سخت رو انتخاب کنم. میدونستم میتونم یه راهی برای مقابله با اون [سختی و محدودیت زمانی] پیدا کنم، اما نمیدونستم حریفم میتونه یا نه. (میخنده). شاید یه کم بیادبانه به نظر برسه، اما یه کم خندهدار بود.
این یک رقابت است. شما به خودتان برتری اضافی لازم برای برنده شدن را میدهید، و واقعاً برنده شدید!

شما به BASIS و کمی هم در مورد مدیریت زمان اشاره کردید. در مجموع، نظرتان در مورد آن چیست؟ BASIS Charter Schools تو را برای این آماده کرده بود؟
هو: یکی از چیزهایی که در BASIS یاد گرفتم این بود که چطور کارها را به طور کارآمد انجام دهم. نمیگویم که مدیریت زمان خیلی خوبی داشتم، یا الان مدیریت زمان خیلی خوبی دارم (میخندد). اما وقتی در BASIS بودم، راهی پیدا میکردم تا آن [پروژهها و تکالیف] را هر چه سریعتر تمام کنم. این مستقیماً در مورد نمایش صدق میکند. در مورد ساخت تیغهها، مجبور بودم تمام آن یادگیریها را خارج از کلاس انجام دهم، زیرا بدیهی است که BASIS کلاس آهنگری ندارد (میخندد). فشار تحصیلی به من کمک کرد تا با رقابت سازگار شوم. بسیاری از افراد تحت فشار بدتر عمل میکنند و اگر این کار را در BASIS انجام دهید، شکست میخورید.
سلاح مورد علاقهات برای ساختن چی بود؟
هو: باید آخرین مورد را بگویم، دولابرا، ترکیبی از تبرهای کلنگ که رومیها از آن به عنوان سلاح و ابزار استفاده میکردند. برای من مثل بازگشت به خانه بود. تمام کارهایی که در سریال از من دیدید، اولین باری بود که انجام میدادم. من در حین ساخت آن سلاحها یاد میگرفتم. من که هفت سلاح مختلف را در هفت سبک مختلف ساخته بودم، تمام آن آموختهها را برای آخرین سلاح با هم ترکیب کردم. مثل این بود که به خودم ثابت کنم که آهنگر بهتری از آنجا بیرون میآیم. جایگاه دوم مربوط به آن دو خنجر است، چون به نظرم خیلی جالب به نظر میرسند. دستههایشان ۱۷ قسمتی بود و من مجبور شدم دو تا از آنها را بسازم! (میخندد).

آیا با توجه به تاریخی بودن سلاحها، لازم بود در مورد آنها تحقیقی انجام دهید؟ آیا میدانستید که آنها چه بودند؟
هو: من میتوانستم سلاح را بدون دانستن اهمیت تاریخی آن بسازم. واقعاً ساخت خود تیغه ۱۰۰٪ ضروری نیست. نکات ظریف کوچکی در سلاحها وجود دارد که قطعاً مهم هستند. وقتی داشتم Xiphos، که یک شمشیر کوتاه یونانی است، میساختم، حریفم برآمدگی را خیلی نزدیک به نوک خود قرار داد و من مال خودم را در جایی که قرار بود باشد قرار دادم. با انجام این کار، تیغه من تعادل بهتری نسبت به تیغه او داشت. دانستن اینکه تیغه چه شکلی است، کمک میکرد.
میخواهم چند سوال کلی در مورد تجربه شما از BASIS بپرسم و کمی اطلاعات کسب کنم. آیا خاطرهی جالبی از BASIS Chandler دارید؟
هو: یکی از چیزهایی که واقعاً از آن لذت میبردم، رسیدن به رتبههای برتر در مقاطع تحصیلی بود. با پیشرفت در مدرسه، شما به رتبه برتر تبدیل میشوید. من از بزرگ شدن در کنار همکلاسیهایم لذت میبردم. من در BASIS به ورزش علاقه زیادی داشتم و واقعاً جنبه مربیگری را دوست داشتم. همچنین، یک معلم ریاضی در BASIS یک باشگاه مسابقات دو با مانع را اداره میکرد. ما مسابقات اسپارتان انجام میدادیم و عضویت در آن باشگاه یکی از چیزهایی بود که بیشترین لذت را به من میداد. خیلی سخت بود و در پایان آنها دلتان میخواست بالا بیاورید، اما انجام این کار با دوستان خارج از مدرسه جالب بود.
آیا کلاسهای مورد علاقهای داشتی که در آنها شرکت کردی؟
هو: من واقعاً عاشق کتابهای کلاسیک کلاس پنجم بودم، و از کلاس هنر تقریب در سال آخر دبیرستانم خوشم آمد. شما یاد میگیرید که با کمترین اطلاعات ممکن و با استفاده از ترکیبی از شهود و نحوهی کارکرد کلی چیزها، چیزهای بزرگ را تقریب بزنید.
آیا این یک سنگ بنای اساسی بود؟
هو: این یک بود سنگ بنای ارشد... خیلی باحال بود. من هم تمام مدت اونجا زهی بودم. از همون اول که تونستم ویولنسل هم نواختم، و همیشه رهبر بخش ویولنسل بودم، برای همین اون کلاس رو خیلی دوست داشتم. من عاشق همه... خب، بیشتر رهبرها بودم (میخندد).
من میخواهم جای خالی را کمی پر کنم. اساس این است که…
هو: داری منو اینجا تو موقعیت بدی قرار میدی (میخندد).
حالا که از جایی که الان هستی به گذشته نگاه میکنی، با علم به اینکه از آن عبور کردی، چه فکری میکنی؟
هو: BASIS پایه و اساس است. هر کسی که از BASIS فارغالتحصیل میشود، از دانشجوی معمولی در جاهای دیگر بهتر است. آنها چیزهای سختتری دیدهاند و از پسِ چیزهای سختتری برآمدهاند.
آیا برای دانشآموز کوچکتر مدرسه BASIS Charter که ممکن است این مطلب را بخواند، توصیهای دارید؟ به آن نسخه از خودتان فکر کنید. به آن بچه چه میگویید؟
هو: بیشتر بچههای BASIS خودشان را خیلی جدی میگیرند. آنها باید بین اهمیت گرفتن نمرات خوب و زندگی کردن تعادل برقرار کنند. من همیشه این را به خودم میگویم، اگر الان نمیتوانی کاری برایش انجام دهی، چرا باید نگرانش باشی؟ اتفاقات پیش میآید. فراموش نکن کاری را که دوست داری خارج از مدرسه انجام دهی. اگر تمام حیاط خلوتم را با زغال سیاه نمیکردم، به هیچ وجه به فرصت حضور در برنامه نزدیک هم نمیشدم.
فلسفه رواقی... عالیه! گفتن این حرف به یک دانشجوی BASIS خیلی خوبه. پس، شما در دانشگاه میشیگان در رشته مهندسی تحصیل میکنید؟
هو: بله، من در ابتدا رشته تحصیلیام ابزارسازی و برق/مکانیک بود، اما رشتهام را از مکانیک تغییر دادم و فقط در کلاسهای سطح بالای مکانیک با گرایش برق شرکت میکنم.
آیا برنامهای برای کاری که میخواهی با آن انجام دهی داری؟ میدانم سوال سختی است!
هو: اگر قرار باشد درصدی از مردم بدانند که بعد از دانشگاه قرار است با زندگیشان چه کنند، من احتمالاً جزو دو درصد یا حتی یک و نیم درصد هستم. من فقط با جریان پیش میروم. اگر برای پنج یا ده سال آینده برنامهریزی کنم و اتفاقی بیفتد که نتوانم هیچکدام از آن کارها را انجام دهم، تمام آن زمان را صرف برنامهریزی بیهوده کردهام. من یک مسیر کلی دارم، اما نه هیچ چیز دقیقی. چیزی که مربوط به دستانم باشد. چیزی که مربوط به مهندسی یا رباتیک باشد. هنوز هیچ چیز قطعی نشده است.
منطقیه، با جریان پیش رفتن! در رابطه با نمایش «ساخته شده در آتش»، آیا احتمال حضور مجدد شما در آن وجود دارد؟
هو: خب، در ماه آوریل با من تماس گرفتند و از من پرسیدند که آیا حاضرم در نهایت برگردم. گفتم بله، اگر زمانش مناسب باشد، چون یک ماه کامل از دانشگاه دور بودم و ۱۶، ۱۷ واحد مهندسی را در دانشگاه میشیگان گذراندم. این با هم جور در نمیآید. ریسک بزرگی بود و نتیجه داد، اما اگر دوباره بروم، تابستان خواهد بود... به شرط اینکه شرایطش را داشته باشم (میخندد).
آیا برای کسب و کار خود برنامهای دارید؟ آیا قصد دارید کسب و کار خود را گسترش دهید؟
هو: در کوتاهمدت، سفارشهای خیلی خوبی گرفتهام. تابستان آینده از انجام آنها لذت خواهم برد. من یک وبسایت دارم و قرار است دسامبر امسال با پدرم کسب و کار خودم را راهاندازی کنم. در مورد گسترش کار، فکر میکنم منظورتان استخدام افراد است؟
چیزهایی مثل رشد کسب و کارتان فراتر از فروش سلاح در وبسایتتان.
هو: فکر نمیکنم در آینده بتوانم این کار را به این شکل گسترش دهم. یکی از چیزهایی که بیشترین لذت را در این حرفه به من میدهد این است که همه چیز توسط خودم انجام میشود. اگر کس دیگری این کار را برای من انجام دهد... نمیتوانم اسم خودم را روی آن بگذارم. شاید در آینده اگر اسمم کمی بزرگتر شود، این کار را انجام دهم. من در حال ساخت یک کانال یوتیوب هستم و تابستان امسال دو ویدیو منتشر کردم. تابستان آینده قرار است بودجه تولید را به شدت افزایش دهم و چیزهای جالبی بسازم. فعلاً از این بابت خوشحالم. من اشتباه کردم که خیلی زود سعی کردم سرگرمیام را به شغل تبدیل کنم. به خاطر سفارشهایی که میگرفتم، استرس گرفتم. نه، نه، نه. این دیگر اتفاق نمیافتد. من کاری را که میخواهم انجام میدهم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد جسی هو یا سفارش کار، از وبسایت او دیدن کنید: www.jhublades.com.
یادداشت سردبیر: «ساخته شده در آتش» سلاحها را در حال جنگ به تصویر میکشد و ممکن است برای برخی از بینندگان بیش از حد خشن باشد.